المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
398
مروج الذهب ( فارسى )
شدن برادر خبر يافت از فرمان عبد الرحمن بدر رفت و مطيع رذمير پادشاه جليقيان شد و او را بر ضد مسلمانان يارى كرد و اسرار جنگى مسلمانان را با وى بگفت پس از آن يكى از روزها كه اميه از شهر برون شد و براى شكار بيكى از تفرجگاهها رفت بعضى از غلامانش شهر را بدست گرفتند و او را راه ندادند و نامهاى بعبد الرحمن نوشتند . امية بن اسحاق برادر وزير مقتول بنزد رذمير رفت كه او را برگزيد و وزارت داد و بصف خاصان خويش برد و عبد الرحمن فرمانرواى اندلس به سموره پايتخت جليقيان حمله برد و ما وصف بنا و باروهاى اين شهر را ضمن سخن از عجايب و اقوام درياها و مراتب ملوك و اخبار اندلس گفتهايم عبد الرحمن يكصد هزار يا بيشتر سپاه داشت و در شوال سيصد و بيست و هفت سه روز پس از كسوفى كه در همان ماه بود ميان او و رذمير پادشاه جليقيان جنگ شد و نتيجه جنگ بنفع مسلمانان و ضرر جليقيان بود ولى آنها پس از آنكه محاصره شده و به شهر پناه برده بودند بازگشتند و برون ريختند و از خندق گذشته پنجاه هزار كس از مسلمانان را بكشتند . گويند كسى كه نگذاشت رذمير باقيمانده مسلمانان را تعقيب كند امية بن اسحاق بود كه او را از كمين دشمن بيم داد و به مال و خزينه و سلاحى كه در اردوگاه مسلمانان بود متوجه كرد و گرنه همه مسلمانان را نابود كرده بود پس از آن امية بن اسحاق از عبد الرحمن امان خواست 9 10 و از رذمير جدا شد و عبد الرحمن او را بگرمى پذيرفت . عبد الرحمن فرمانرواى اندلس پس از اين واقعه سپاهها با چند تن از سرداران خود به جانب جليقيان فرستاد كه با آنها جنگها داشتند و دو برابر آنچه در جنگ اول از مسلمانان كشته شده بود از جليقيان به هلاكت رسيد و جنگ تاكنون بنفع مسلمانان و به ضرر آنها بوده است . هم اكنون يعنى بسال سيصد و سى و دو رذمير پادشاه جليقيان است و پادشاه پيشتر از او اردون و پيش از اردون اذبوشن بوده است جليقيان و فرنگان پيرو دين نصرانى و مذهب ملكانىاند .